بهاء الدوله رازى ( بهاء الدين بن مير قوام الدين )
477
خلاصة التجارب ( طبع قديم )
و تمريخ موضع كلبه و ارمنه و خورانيدن مدرات نرمكننده اينجا استعانت واجب باشد و آنجا كه مزاج گرم نباشد تدبيرات فى الجمله گرمتر هم شايد كردن اگر ضرورتى باشد و از جمله از تقويت اعضاى رئيسه غافل نبايد بودن و آنجا كه قرحه منفجر گردد رشح مدد بامعاء و در اصلاح آن جز بحقنه لايق نبايد كردن و اگر ورمى هم با قرحه كليه اتفاق افتاده باشد مراعات آن نيز بايد كردن و فصد مگر از محل ديگر نافع آيد و اللّه اعلم باب نوزدهم در بيان احوال مثانه از تركيب و دفع و مزاج و منفعت آنها و امراض وى و اسباب و علامات و معالجات اينها امّا تركيب و وضع و مزاج مثانه و منافع آنها بدانكه مثانه كه مقر و مدفع آبهاى فاضله بد باشد منشقت عضوىست عصبانى دو توى و خريطه مانند و به شكل بلوطى واقعست ميان گشاده و دو سه پر همچو مرغ و توى اندرونين آن از عصبانى جاذبه و ماسكه و دافعه بافته شده تا كار وى بجمله آنها بر وفق طبيعت بانجام رسد و توى بيرونى او صفاتىست قوى تا هرگاه كه آب غالب در وى جمع شود توى اندرونى را حفظ كند تا اجزاى آن از همدگر باز نشود و منفذى كه از گرده بمثانه گشاده شده است اينجا كه بمثانه رسيده است راست در درون مثانه باز نشده است چنانچه آبى كه از گرده اندر اينها گذرد و بمثانه آيد راست فروريزد بلكه آن هر دو منفذ اول به دو منفذى كه در ميان صفاق و عصب مثانه مخلق است گشاده شدهاند و آن منفذها در ميان هر دو طبقه آمدهاند تا آنجا كه نزديك مجرى بيرون رفتن بول است و اينجا هر دو منفذ يكى شدهاند و در توى اندرونى گشاده آب آنجا بمثانه ريزد و اين محل منفذ پوشيده باشد بهر آنكه از اندرون مثانه غشاى كوچك همچو پرده پيش ازين منفذ آويخته بود تا هرگاه كه مثانه از آب پر شود راه بازگشتن آب بدين غشا بسته گردد و مثانه را گردنيست كه راه بيرون شدن آب بول بدان بود و مردان را درين گردن سه خم است و زنان را يك خم بدين جهت كه مردان دير پاك شوند از بول و بد آن بود كه بر دهانه مثانه كه آب بيرون مىآيد عضلهايست كه ليفهاى آن از پهنا گرد ان دهانه برآمده است آلت بازداشتن بول